1-
بالاخره به آرمانهامون نزدیک شدیم
نه اینکه یکی از شعارهای اول انقلاب برابری – برادری بود و امت واحده ی اسلامی ، ما به راحتی میتونیم ادعا کنیم با مردم فلسطین تو آواره گی ، با لبنانی ها تو جنگ زده گی ، با افغانی ها تو نداشتن حد اقل ها برای زیست ، با پاکستانی ها تو اختلافات داخلی ، با عراقی ها تو آسیب دیدن ازعملیات تروریستی و ... شریکیم . کلا تمام مشکلات جهان اسلام به دوش ایران و ایرانی و حکومت جمهوری اسلامیه ، حالا گیرم هیچکس از ما همچین توقعی نداشته باشه - به عبارتی اصلا معلوم نیست چرا ما برای چنین جانفشانی و ایثاری کاندید شده ایم – و تازه بیشتر از اینها ، برای کل دنیا برنامه داریم ، فی المثل برای مشکل بیکاری و کمبود نقدینگی تو ونزوئلا ! یا نبود فرودگاه تو جزیره ای که از بس گمنامه اسمش یادم نمی آد ، لی وینگستون – چارلزستون – هرچی بود ته اسمش استون داشت که احتمالا معنی سنگ می ده و خود همین اسم نشون می ده که جزیره هه چقد بزرگه و کجای دنیا ست ! شوخی کردم ته اسمش "تونه " یا " تاونه " که به معنای شهرکه ، که هرچی نباشه از سنگ که بزرگتره و حتما مهمتر!
عجب !
پس به این میگن (( سیال ذهن ))! قبلا می گفتیم حرف - حرف می آره ،
گفتم اسم یاد اسم (( ماریو بارگاس یوسا )) افتادم ... چه اسمی داره ! یا (( میگوئل آنخل آستوریاس )) (( آندری تارکوفسکی )) (( لوییس خورخه بورخس )) (( ریچارد براتیگان )) (( پی یر پائولو پازولینی )) (( لودویگ ویتکنشتاین )) حالا اینها رو مقایسه کن با (( علی احمدی )) ((سعید کریمی )) (( اسد وجودی )) به نظر نمیاد اگه اونا اسم یه سری هنرمند و نویسنده ست ، اینا اسم گونه های گیاهی در ساوجبلاغ باشه ؟ – البته چون به کسی بر نخوره سه اسم آخر رو آوردم وگرنه اهل فن می دونند که که این قیاس کاملا مع الفارق است - ...
عجب !
گفتم که حرف حرف می آره
آخه یه عزیزی برام کامنت گذاشته بود ؛ تو وبلاگش این خبر بود که اسم ایرج میرزا رو از یه خیابون تو مشهد برداشتن و با جلال آل احمد عوض کردن . گویا آقای شهردار به تازه گی ایرج میرزا رو کشف کردن و به این صرافت افتادن که ایرج میرزا یه شاعر بی ادبه !
شهردار محترم شانس آوردن که جلال زنده نیست وگرنه اولین کسی از دست شهرداری به عدلیه عارض می شد خود جلال بود ... از طرفی باید خدارو شکر کرد که شهردار همچنان محترم جلال را هم درست و حسابی نمی شناخته و هیچ بعید نیست که با مطالعه ی آثار جلال دوباره اسم اون خیابون رو عوض کنه – که در این صورت پیشنهاد میکنم اسم خیابون رو بذاره خیابان خدا و خلاص ، چون شهردار که سهله ، کل وزارت کشورهم جمع بشن نمی تونن یه مورد مشکوک تو پرونده ی خدا پیدا کنن - و باز هم باید خدارو شکر کرد که چنین اعمال خداپسندانه ای واگیر ندارن و به شهرداری های دیگر سرایت نمی کنن ، چون تو محل ما یک خیابان درست و حسابی به اسم عبید زاکانی هست که هم بی ادب تر از ایرج میرزاست هم پیش کسوت تر ... تازه مولوی هم تو مثنوی قصه های ... داره
سعدی هم انقدر که لازمه پا بند اخلاق نبوده می گی نه برو مقدمه فروغی رو ببین !
عجب !
گفتم اسم ، یادم افتاد مواردی دیده شده که البته با مزه ترند ؛ مثلا تو همین تهران ، اتوبان صدر داریم - اتوبان حکیم داریم ( که هر دو عراقی اند)–فتحی شقاقی داریم و شهید مغنیه داریم ( که لبنانی اند)– خالد اسلامبولی و سلیمان خاطر ( که مصری اند )و ....حتی بلوار و میدان داریم به نام سیمون بولیوار ( که اسپانیایی ست و متولد کاراکاس ! و –عجب- در بولیوی و ونزوئلا رییس جمهور شده )، اما تو همین تهران ، من که تا به حال به یک پس کوچه هم برنخوردم که اسم مصدق داشته باشه ، گیرم که مصدق آدم مهمی نبوده و به جز ملی کردن نفت و قد علم کردن جلوانگلیس و محبوب جوانان چند نسل ایران بودن کاری نکرده .
2-
یک سالی هست که با رسا ( مجتبی احمدی ) مشغول ضبط چند قطعه موسیقی هستیم . دوست عزیزی که سالیان پیش با هم کار تئاتر می کردیم . ما حصل این یک سال کار یکی قطعه ی ((هیچی نگم بهتره)) است که ترانه ی آن را علی احمدی عزیز سروده و موسیقی اش کار علی ثابت است و ویدئوکلیپ این قطعه را خودم کار کرده ام که در حال پخش از pmcست . قطعه بعدی (( تسلا )) ست با ترانه ای از خودم و موسیقی علیرضا عربیان که در وب سایت شخصی رسا هستند www.rasa-ahmady.com و دیگری - که اصلا برای گفتن این سومی قبلی ها را گفتم _ روی غزلی از غزلهای سعدی ست ... با موسیقی بسیار زیبایی از سعید کریمی عزیز :
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
الحق و الانصاف بیان و روایت سعید کریمی از این غزل ، تلفیق شعر با موسیقی ،مخصوصا روند صمیمانه ی ملودی از یک طرف و صدای گرم واجرای راحت رسا چنان مرا مجذوب می کند که معمولا در پایان قطعه یادم می رود می خواستم چکار کنم ... و احساس می کنم تمامی سکوت های جهان مرا در برگرفته اند و احساس میکنم تمامی جهان با من گوش می کند و جانش تازه می شود .
و
هنوز بر آنم






